أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

88

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

ملحم است . و در خراسان ميوه‌هاى سرهء بسيار و انگورهاى خوش طعم هست و نيز آنان راست مويز كشمهانى * 148 و كشمش و خربوزه‌اى كه خشك ( كشته ) كنند [ و به بغداد برند « 1 » ] و بس خربوزهء خراسان شيرين و لذتبخش و معطر است ، در گذشته آن را در ديگهاى مسين مىگذاردند و به نزديك خلفا مىبردند . نيز مردم خراسان راست اشترغاز * 149 و انجدان * 150 و غوشته * 151 و كيلكان * 152 و رخبين * 153 و ملبن « 2 » و در آنجاست كان پيروزه و لاجورد و كان نقرهء پنج هير * 154 . و نيز آنان راست تنگهاى ساخت گرجستان و اسبان بخارايى و ركابهاى ساخت مرو و جامه‌هاى بافت سمرقند ، نيز در خراسان است اشكن * 155 و خلنج * 156 و ختو * 157 . و در شهرهاى ترك ، پوست سمور و فنك هست . و در تبت مشك تبتى است و سپرهاى چرمين تبتى . و چنين پندارند كه هر كس به درون تبت شود ، همواره بخندد و شادمانه باشد . پس پاكا كردگارى كه هر شهرى را گونه‌اى حاصل و بركت و قسمى صنعت و حرفت بخشود . و سپس اينها همه ، مردم مغرب و مصر و شهرهاى جبل و خراسان را چيزهاى شگفتى است كه در ديگر جايها نيست چونان : منارهء اسكندريه * 158 و ستون عين شمس * 159 و هرمين * 160 ( اهرام ) و پل آذنه و پل سنجه و كليساى رها و ابلق فرد و مشقر و غمدان و برهوت و بلهوت و نهنگ و ماهى رعاد و سقنقور

--> ( 1 ) - نسخهء عكسى ( ورق 134 ، الف ) ( 2 ) - ملبن ، حلوايى است كه در خاييدن بس نرم باشد ، يا حلوايى كه گردو در آن زنند ( حلواى جوزى ) ، يا آنكه با شكر و گلاب و نشاسته سازند ، و شايد همان راحة الحلقوم عامه يا آنكه هم اكنون برخى از مردم خراسان « ما قوت » گويند ؟ و در لهجه تهران ، لرزانك